IMAGE634258107499218750-800x410دانلود فایل صوتی:دانلود فایل صوتی

دانلود فایل pdf

طرح یک سؤال: چرا رهبر انقلاب طی یک مدت کوتاه اینقدر بر مسئلۀ نفوذ تأکید می کنند؟

مقدمه:

تا حدودی می توان فهمید که تأکید اخیر رهبر انقلاب بر مسئلۀ نفوذ مرتبط با هشدار ایشان نسبت به «فتنه بزرگتر» باشد. گویا نفوذ می خواهد نقش مکمل یا «زمینه ساز» نسبت به فتنۀ بزرگتر را ایفا کند. بنابراین اگر بخواهیم از فتنه بزرگتر جلوگیری کنیم باید فوراً در مقابل مسئلۀ نفوذ واکنش نشان دهیم و مقابل آن بایستیم.

سه مقدمه لازم برای حل مسئلۀ نفوذ باید تبیین شود:۱٫ نفوذی ها چه کسانی هستند؟ ۲٫ کجا می خواهند نفوذ کنند؟ ۳٫ هدفشان از نفوذ چیست؟ به دلیل اینکه رهبر انقلاب می فرمایند مصداق تعیین نکنید در ارائۀ بحث این فرمان را تبعیت می کنیم. لذا به تبیین دو پرسش آخر می پردازیم و معتقدیم در صورت تبیین این دو سؤال، سؤال اول نیز پاسخ خواهد گرفت.

 

هدف نفوذی ها از نفوذ چیست؟

بیان یک مقدمۀ ضروری برای پاسخ این پرسش: هدف انقلاب ما کجاست؟

بنیانگذار و شکل دهندۀ انقلاب ما امام خمینی بود. هدف گذاری امام از این انقلاب کجا بود؟ منبع مکتوب ما کل صحیفۀ امام و برخی اسناد شفاهی معتبر است. مرحوم عسکر اولادی خاطرۀ راهبردی مهمی را از امام نقل نموده است که هدف نهایی انقلاب را روشن کرده است. ایشان می گوید در سال ۱۳۴۲ من و شهید حاج مهدی عراقی خدمت امام بودیم. در زمانی که هر دو نهضت آیت الله کاشانی و شهید نواب صفوی با شکست مواجه شده بودند. شهید عراقی به امام عرض کرد انشاالله این حرکتی را که شروع کردید موفق بشود و یک آبادانی ای برای ایران بیاورید. امام فرمودند: آنچه می گویید خوبست اما این هدف من نیست. گفتند پس هدف شما چیست؟ فرمودند: من سه هدف را دنبال می کنم. اول، اینکه بساط سلطنت و شاهنشاهی را از ایران جمع کنیم و در ایران نظام اسلامی ایجاد کنیم. دوم، اینکه در جهان اسلام بیداری ایجاد کنم. سوم، این پرچم را به دست صاحب اصلی اش برسانیم.

این پرچم چیست و صاحب اصلی آن کیست؟

شعار و پرچم نهضت امام خمینی همان پرچم عدالت و زمینه سازی عدالت بود. … اما پرچم عدالت از آدم تا خاتم از آن بقیه الله الاعظم بوده است. آن حضرت تنها کسی است که درباره شان فرموده اند: «یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً». در این روایت نفرموده است، جهان را از دین پر می کند بلکه بر حاکمیت «عدالت» تأکید می کند. امام خمینی فرمود برای آمدن مهدی زمینه سازی لازم است و ما باید زمینه را فراهم کنیم.

سؤال: اگر می خواهید پرچم را به امام زمان برسانید چرا می خواهید شاه را بردارید و جمهوری اسلامی ایجاد کنید؟

پاسخ اینست که وقتی امام فریاد عدالت زدند شاه ایران با ایشان برخورد و تبعیدشان کرد. حالا چطور صاحب اصلی پرچم را بیاوریم در ایران و در کل عالم فریاد عدالت سر دهد؟ کافیست حضرت تشریف می آوردند که با ایشان همان برخوردی می شد که با سیدالشهدا کردند. به شهادت می رسانند.

مردم با شاه مبارزه و او را اخراج کردند. به محض خروج شاه، امام خمینی وارد کشور شد. دیدیم «دیو چو بیرون رود فرشته درآید». تا شاه باشد که امام نمی توانست باشد. چون او منادی عدالت بود و این ضد عدالت. بنابراین همین قانون دربارۀ بقیه الله الاعظم نیز حاکم است. اگر بخواهید حضرت تشریف بیاورد باید دیو دنیا را بیرون کنید تا او باشد این شخصیت نمی تواند بیاید. حضرت می خواهند بیایند عدالت را محقق کنند. مانع حضورشان را باید ما برداریم تا بیایند.

اما جمهوری اسلامی برای چه باید ایجاد می شد؟

زیرا تا زمانی که امام خمینی نیرو نداشته باشد که نمی تواند زمینه سازی کند. دیوهای دنیا آمریکا و اسرائیل اند و امام برای بیرون راندن اینها نیاز مبرم به نیروی متناسب و قابل برابری و بلکه برتر از نیروی آنهارا داشت. باید علیه این قدرتهای شیطانی نیرو تدارک می کرد. آرم اسلام آیۀ شریفۀ «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» است. اگر می خواهی امام زمان را بیاورید باید قوی بشوید. تا چه حدی؟ تا اینکه «دشمن خدا و خودتان را بترسانید.» تا حدی که اگر نام شما را بشنوند بترسند.

سؤال: آیا دعای تعجیل در فرج ای که قبل از انقلاب می گفتیم صادقانه تر بود یا دعایی که امروز می کنیم صادقانه تر است؟

پاسخ: قطعاً الان. زیرا آن موقع ما از دشمن می ترسیدیم. وقتی چادر از سر خواهران و مادران مان کشیدند ترسیدیم و هیچ نگفتیم. حال اگر آن روز امام زمان می آمد با ایشان چه می کردند؟ اما امروز آن آمریکایی می آید جلوی ما می نشیند از ترس ما اشک می ریزد. پس امروز به صدق دعایمان نزدیکتر شده ایم. مگر ما انرژی هسته ای را برای چه می خواهیم؟ چرا رهبر انقلاب محکم و استوار ایستادند و گفتند باید داشته باشیم؟ زیرا دانش هسته ای در دنیا نماد قدرت است. چندبار فرمودند «العلم سلطان». در علم کدام شاخه هست که نسبت به بقیه شاخه ها سلطنت دارد؟ دانش هسته ای. در این دانش به کجا باید برسیم؟ به نقطه ای برسیم که توان تولید همه آنچه دشمن ما و خدا دارد برسیم. آنها می توانند بمب اتم بسازند ما هم باید بتوانیم. ساختنش حرام است. ولی اگر نتوانیم بسازیم و نسازیم که برای دشمن اهمیتی ندارد. لذا باید دانش را تا آخر جلو ببریم. رهبر انقلاب نفرمودند نمی توانیم بسازیم بلکه فرمودند نمی سازیم. البته از بیان رهبر انقلاب می فهمیم که به توان و دانش هسته ای رسیدیم. چندی پیش در دیدار وزیر خارجه فرمودند:«از ما می پرسند شما که این همه سوخت دارید این دانش را برای چه می خواهید؟ فرمودند بله سوخت داریم ولی اگر سوختمان تمام شد چه؟ یا اینکه سوخت داشتیم ولی ارزانش کردند و نخریدند چه؟ » بیان رهبری این بود که شما متوقف کردید بعد اقتصادی فناوری هسته ای را. ما داشتیم به تولید کننده و فروشنده سوخت هسته ای می شدیم. و اگر نفت ما هم تمام می شد درآمد داشتیم چون معادن اولیه اش را فراوان داریم. ولی متأسفانه این را تعطیل کردند. رهبر انقلاب فرمودند: «مگر فایده اش فقط سوخت است؟ رادیو داروها و . . . » رادیو دارو را به ما ندادند. شرایط خفت باری را گذاشتند باز هم ندادند ولی جوان های ما رفتند ساختند. » سپس فرمودند: «البته مشکل تا ۲۰ درصد است. از ۲۰ درصد تا ۹۹ درصد دیگه جاده صاف است. » یعنی اگر ما نمی سازیم نه اینکه نمی توانیم خیر، جاده صاف است می توانیم اما نمی سازیم. لذا اوباما در کنگره گفت: کار از کار گذشته است.

حال اگر کسی با اعتقاد بگوید ما نمی توانیم اجازه دهیم چرخ سانتریفیوژ بچرخد زیرا چرخ زندگی ما نمی چرخد. این جمله همانند پاسخ کسانی است که در برابر هل من ناصر سیدالشهدا سکوت کردند و از ترس مرگ یا تهدیدهای عبیدالله بن زیاد به یاری و نصرت امام حسین نشتافتند.

بنابراین تشکیل جمهوری اسلامی برای انجام فرمان الهی «اعداد القوه؛ تدارک قدرت» است. باید آنقدر تدارک قدرت بکنید که تا اسم شما به میان آمد دشمن خدا بترسد. در جریان دستگیری نیروی دریایی کوماندوی آمریکایی و رینجرهای انگلیسی بسیار ترسیده بودند و حتی نزدیک سلاح هایشان هم نرفتند و لباسشان را هم خیس کرده بودند. این در حالی است که از نظر تسلیحات و تجهیزات قابل مقایسه با آنها نبودیم. اما تا آن مقدار که می توانید باید قدرت فراهم کنید. دشمن خدا از همین مقدار نیز می ترسد.

سؤال: اگر پرچم بخواهد به دست صاحب اصلی اش برسد به کدام نقطه باید برسد؟

پاسخ: روشن است. آن نقطه را خود حضرت به ما فرموده اند. آن نقطه کنار مسجدالحرام و کعبه است. در اینجا یک قاعده را باید بیان کنیم: در عملیات استفاده از اصل غافلگیری معمول است. چند نقطه را همواره در عملیات پنهان نگه می دارند: ۱٫ ساعت عملیات، ۲٫ منطقۀ عملیات، ۳٫ نوع عملیات. زیرا اگر روشن شود نمی توانیم از اصل غافلگیری استفاده کنیم. اما برای چه افرادی نقطه و نوع را بیان می کنند و دیگر اصل غافلگیری را رعایت نمی کنند؟ آنجایی که اگر این ها را اعلام نکنید نمی توانید آماده شوید. مثلاً مهندسی باید بداند کجا را جاده بزند. نیروها اجمالاً باید بدانند از کجا باید مهیا شوند و بروند. حالا امام زمان می خواهند اینجا عملیات انجام دهند. در مورد زمان عملیات اصل غافلگیری را رعایت کردند ولی چرا نقطه و محل را اعلام فرمودند؟ چون تا نقطه را اعلام نکنند ما چطور بفهمیم که در کجا باید زمینه را فراهم کنیم؟

در قیام جناب زید، ایشان خدمت امام صادق رسید و عرض کرد می خواهم علیه هشام قیام کنم. کوفه در اختیار هشام است و زید را به آنجا دعوت کرده اند لذا فرض کنیم شما بروی و قدرت حاکم زیادتر باشد و کسانیکه دعوت کرده اند نیز بترسند، لذا چنان شد که امام صادق فرمودند: می بینم بدن شما را به دروازه کوفه به دار آویخته اند.

ما می گوییم امام زمان بیا. کجا؟ می فرمایند: کنار خانه خدا می آیم. حالا اگر بیایند خانه خدا که در اختیار آل شروری است که نماینده مستقیم اسرائیل و آمریکایند. فرض کنیم امسال حضرت تشریف می آوردند. چند نفر در منا کشته شدند؟ آمار تأیید شده ۷۵۰۰ نفر و آمار تخمینی سه برابر یعنی ۲۲۵۰۰ نفر است. صدای چه کسی به اعتراض درآمد و توانست در برابر این خونها قد علم کند؟ یعنی امام زمان در همین شهر بگویند انا بقیه الله؟ حضرت امام فرمود این پرچم بدست صاحب اصلی برسد. پس تا زمانی که مسجدالحرام آزاد نشود و آنجا امن نشود تحقق پیدا نمی کند.

اشاره ای در باب استمرار فریاد هل من ناصر حسینی از زبان حضرت بقیه الله

قضیۀ بقیه الله الاعظم مانند قضیۀ امام حسین است. امام حسین در روز عاشورا فریاد زدند «هل من ناصر ینصرنی»؟ راجع به این هل من ناصر سه سؤال مطرح می کنیم: ۱٫ آیا کسی به این هل من ناصر جواب داد؟ خیر. ۲٫ آیا امام می دانستند کسی به این جواب نمی دهد یا نمی دانستند؟ می دانستند. ۳٫ پس چرا این سؤال را مطرح فرمودند؟ ممکن است بگویید برای اتمام حجت. مگر با طلب آب برای حضرت علی اصغر اتمام حجت نشده بود؟ که نه تنها برای خود حضرت بلکه برای یک طفل شش ماهه طلب آب نمودند ولی سرش را جدا کردند؟ پس در این صورت اتمام حجت مجدد لغو به نظر می رسد. آیا برای ما و انسان های بعد از خودشان فرمودند؟ ما که نمی توانیم به آن حضرت کمک کنیم و به شهادت رسیدند. پس باز هم لغو به نظر می رسد که سخن لغو از امام دور است. پاسخ اینست که، امام حسین فریاد زد بیایید امام عصر خودتان و به ویژه قائم آل محمد را یاری کنید و نجات دهید. امام برای خودش که طلب یاری نمی کند چون اهل ایثار و عاشق شهادت است آن حضرت مصداق «و یؤثرون علی أنفسهم و لو کانوا بهم خصاصه» هستند، لذا برای امام زمان طلب یاری می کنند:«هل من ناصر ینصر امام زمانه» تا خط هدایت الهی باقی بماند. با این معنا دیگر فریاد حضرت زمان ندارد. نیازی نیست حسین بن علی را یاری کنید بلکه باید امام زمان خودتان را یاری کنید.

حال، سؤال اینست که امام زمان ما در شرایط امام حسین قرار دارد یا شرایط متفاوتی دارد و فریاد هل من ناصر ندارد؟

امام زمان چگونه زندگی می کند؟ دعای ندبه شرح حال امام زمان در دوران غیبت است. با این دید باید دعای ندبه را نگاه کنید. می فرماید: خدایا شکر که انسان ها را بی راهبر رها نکردی و هادی برایشان فرستادی؛ از آدم تا خاتم. از پیغمبر تا فرزندان آن حضرت. اما بعد می فرماید: بر اهل بیت پاک پیامبر گریه کنید، ندبه کنید و اشک بریزید و ناله بزنید. امام حسن کجاست؟ پاسخ اینست شهید شد، امام حسین کجاست؟ شهید شد. امامان صالح از فرزندان امام حسین کجایند؟ جملگی به شهادت رسیدند. . . سپس می پرسد: أین بقیه الله؟ ود پاسخ می دهند: جانم فدای آن امامی که پنهان است ولی بین ما زندگی می کند. یک ماه زندگی کنید به نحوی که همسرتان نفهمد شما شمایید. به نحوی که رفیق تان و بازاری نفهمد شما شمایید. مرحوم بهلول می گفت سی سال پنهانی زندگی کردم و در این سی سال پیر شدم. اما امام عصر ارواحنا فداه چند سال است پنهانی زندگی می کنند؟ معنای «لم یخل منّا؛ زندگی بین ما» را متعمّداً در دعا فرمودند. «من نازح ما نزح عنّا»

درک معنای«اضطرار»که از صفات حضرت بقیه الله است

سپس وارد پرسش از مکان زندگی امام می شود: کجاست… کجاست… کجاست طالب خون حسین؟ اولاً صفت مطالبۀ خون حسین را بیان می کند. به دنبال آن صفتی را از سیدالشهدا بیان می کند که در امام زمان نیز وجود دارد که اگر معنای آن را بفهمیم زندگی در کام مان تلخ می شود: «أین المضطر الذی یجاب إذا دعی»؟ مضطر کیست؟ مضطر کسی است که شرایط تحمیلی بر او حق انتخاب عمل را از او سلب نموده است. در نظر بگیرید مادری را که فرزند خردسالش تب و تشنج کرده باشد. در سرمای شدید زمستان از منزل خارج شود ولی وسیله ای نباشد او را به بیمارستان برساند لذا بدود به سمت بیمارستان و در بین راه متوجه شود نفس طفلش دارد قطع می شود. ببیند اگر برود بیمارستان نمی رسد و اگر برگردد روی برگشت را ندارد. . . این حالت فرد مضطر است. می توانیم در روز عاشورا لحظۀ اضطرار سیدالشهدا را نشان بدهیم: آنجا که امام از همه خداحافظی کردند سپس فرمودند طفل شش ماهه را به من بدهید تا با او خداحافظی کنم. حالت طفل به گونه ای بود که از شدت عطش قدرت گریه نداشت لذا گریه اش منقطع و در نهایتبه نحو تلظّی (صرفاً باز و بسته نمودن لب ها) شده بود. امام همین که او را این گونه مشاهده نمودند به حکم «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم» برای او از لشکر طلب آب نمودند: «أما ترونه کیف یتلظّی عطشا»؟ ناگهان مواجه شدند که خونی فوران کرد و سر طفل آویزان شد… حضرت طفل را به بغل گرفتند و برگشتند به جانب خیمه ناگاه چشم شان به مادر طفل و سایر اهل حرم افتاد لذا برگشتند سمت دشمن و چندبار به سمت حرم رفتند و مجدد برگشتند به سمت دشمن که چه کنند؟ این حالت اضطرار است. و امام زمان صاحب صفت اضطرار است. اکنون چند سال است امام زمان با این صفت دارند زندگی می کنند؟ پس فریاد «هل من ناصر» حضرت بلند است.

امام خمینی فرمود بیایید به این فریاد بلند حضرت جواب بدهید. و به همین دلیل فرمود «کل یوم عاشورا» بنابراین ۲۲ بهمن که رهبر انقلاب فرمودند هر سال باید باشکوه تر از سال قبل باشد سالگرد واقعه نیست، خود عاشوراست. این مبارزه به همان دلیل که در عاشورا شروع شده به همان دلیل هم ادامه پیدا می کند. حضرت امام با هدفوالای سپردن پرچم به دست صاحب اصلی قیام کرد و هنوز در راه است. اما اگر خدای نخواسته ضعیف بشود دشمن می گوید کل حرکت شکست خورده است.

حال از امام خمینی می پرسیم، برای اینکه این پرچم را به دست صاحب اصلی برسانیم راهبرد چیست؟

پاسخ امام اینست: «اسرائیل باید از صفحۀ روزگار محو شود. » یعنی نباید اشتباه کنیم و مسجدالحرام را هدف بگیریم بلکه باید اسرائیل را هدف بگیریم زیرا وقتی آن نابود شود کعبه هم امن می شود. منتهی اسرائیل در دامن آمریکاست. آمریکا شیطان بزرگ است. اسرائیل زائیده و پرورش یافته و مورد حمایت آمریکاست. با آمریکا مبارزه کن اسرائیل خود به خود جمع می شود. این مسئلۀ مهم و بنیادی را همه ما و ملت بزرگ ما باید بدانند: تنها در ۲ صورت ممکن است مبارزه با آمریکا قطع شود: یا اینکه امام زمان ظهور کرده باشند و تشریف آورده باشند. و یا اینکه ما از پاسخ به «هل من ناصر» بقیه الله الاعظم کوتاه آمده باشیم و گفته باشیم ما نمی توانیم این راه را ادامه دهیم و رها کنیم که بگذار حسین بن علی به شهادت برسد. در غیر این صورت هرگز نمی تواند مبارزه با شیطان بزرگ قطع شود.

سؤال: امروز ما در کجای مسیر تحقق این راهبرد امام خمینی قرار داریم؟

ما امروز به نقاط بسیار حساس و سرنوشت سازی در نابودی اسائیل رسیده ایم. اسرائیل محاصره شده است. امروز جمهوری اسلامی ایران اسرائیل را از سه طرف محاصره کرده است. در شمال از طریق حزب الله لبنان، در جنوب از طریق حماس، و در غرب از طریق کرانۀ باختری. تا چند سال قبل در مواضع رسمی ما حمایت نظامی و تسلیحاتی از گروه های مبارز لبنانی و فلسطینی علیه اسرائیل آشکار نبود و صرفاً به پشتیبانی معنوی اکتفا می شد. تا اینکه چندی پیش و در یک مقطع محاسبه شده رهبر انقلاب فرمودند: دنیا در پیچ تاریخی و آستانۀ تحول بزرگی قرار دارد. و هرکس با اسرائیل بجنگد ما از او حمایت می کنیم. و فرمودند: کرانۀ باختری باید مسلح شود. روشن است این پیام برای خارج کشور نبود. خطاب فرمان نیروهای داخلی بودند که اینجا را نیز مانند دو نقطۀ دیگر مسلح کنید. از آن هنگام به بعد رسماً همه حمایت ها را پذیرفتند؛ به این معنا که حزب الله و حماس و کرانۀ باختری از آن ماست. طرف شرق اسرائیل نیز که دریاست تا از آن طریق اخراجشان کنیم و به دریا بریزیم و نابود شوند. اسرائیل خود نیز می داند که هیچ راهی از سه طرف ذکر شده ندارد.

دو راه نجاتِ اسرائیل از حلقۀ محاصرۀ سه جانبه توسط نیروهای مورد حمایت ج. ا. ایران

در این شرایط ۲ راه بیشتر برای اسرائیل باقی نمانده است: اول اینکه محاصره را بشکند و در عرصۀ نظامی ما را شکست بدهد. این کار را در چند مقطع و از اضلاع مختلف امتحان کرد:

۱-۱٫ جنگ ۳۳ روزه با لبنان؛ که در پایان جنگ به نخست وزیر اسرائیل گفتند چرا پیروز نشدی؟ گفت نمی شود. گفتند چرا از همه امکانات استفاده نکردی؟ گفت از ۱۰۰ درصد امکانات مان استفاده کردیم ولی باز هم شکست خوردیم. دبیرکل حزب الله سخنرانی کرد و گفت ما فقط از ۵ درصد امکانات مان استفاده کردیم و ۹۵ درصد آن دست نخورده باقیست.

۱-۲٫ جنگ با غزه؛ اسرائیل دوبار به غزه حمله کرد: جنگ های ۲۲ روزه و ۵۱ روزه. در اواخر جنگ ۵۱ روزهحماس تهدید کرد: اگر بمباران را ادامه دهید کاخ نخست وزیری تان را با موشک می زنیم. اسرائیل قبلاً فقط موشک های گراد حماس را دیده بود. اما در این جنگ با موشک های پیشرفته تری مواجه شد. ابتدا توان حماس را انکار کردند تا اینکه یک پمپ بنزین را به صورت دقیق هدف گرفتند و زدند. از اینجا بود که آماده شدند جنگ خاتمه پیدا کند. اینجا حماس شرط گذاشت که مسیرش به کرانۀ باختری باز شود. تنها راه ارتباطی ما با کرانۀ باختری غزه است. اسرائیل نمی خواست بپذیرد ولی موشک بعدی شلیک شد و این راه نیز گشوده شد.

۱-۳٫ جنگ سوریه؛ در مرحلۀ پایانی اسرائیل دید هیچ راهی ندارد جز اینکه سوریه را از حمایت جمهوری اسلامی خارج کند و خود را از این محاصره مرگ بار نجات دهد. زیرا عقبۀ همه این اضلاع سوریه است و از این طریق کمک های ایران می رسد. اینها در ابتدا گفتند دو ماهه سوریه را تصرف می کنیم. الان دو ماه پنج سال شده است و تحولات میدانی بر علیه اسرائیل است. در سوریه چه کردند؟ باید این مسئله برای همه مردم ما روشن شود که در سوریه نیرویی را وارد میدان کردند که قرار بود وارد ایران شود و با ما در داخل کشور بجنگد؛ نیروی تکفیری. این نیرو را تربیت کرده بودند و قرار بود از دور تا دور مرزهای ما علیه ما وارد جنگ شوند: از پاکستان، افغانستان، ترکیه، عراق، خلیج فارس، … تصور کنید از هر مرز چند هزار نفر بریزند داخل ایران یکباره صد هزار تکفیری چه می شد؟ واقعاً مشکل آفرین می شد. منتهی اینها باید آماده می شدند و زمینه هایش آماده می شد. بررسی کردن و دیدند که در مسابقۀ نابود کردن اسرائیل و رسیدن پرچم نهضت به کنار کعبه به دست امام زمان، ایران جلو است لذا فرصت آماده سازی کامل این نیرو راپیدا نکردند و گفتند بریزید توی سوریه. از جهات مختلف هم نیروی قدرتمندی هم بود. سرسختانه می جنگد. مانند امریکایی ها نیست که تا می گویی بایست! فوری دست ها را ببرد بالای سر. لااقل یک حرکتی بکن! اما تکفیری می جنگد و آخر خط چاشنی را می کشد و خودش را منفجر می کند. اگر با این بجنگیم و زمینش بزنیم دیگر هیچ نیرویی در دنیا حریف ما نیست. اینها پنج سال جنگیدند و در آخرین لحظات خود ما مستقیماً وارد شدیم. امروز مستشاران ما نقش کامل مستشاری را ایفا می کنند. لذا سوریه در حال بازپس گیری کامل است. و امروز عملیات در مرز ترکیه است که همه باید دعا کنیم مناطق باقیمانده شمال سوریه نیز آزاد شود انشاالله. وقتی خیالمان از شمال سوریه راحت شود بعد می آییم جنوب. چند روز پیش نخست وزیر اسرائیل گفت نگران حضور ایران در مرز شمالی اسرائیل (بلندیهای جولان) هستیم. مطمئن باشید که اگر ما برسیم کار اسرائیل تمام است. نوع جنگ ایرانی را می شناسند که تا کار را تمام نکنند دست بردار نیستند.

امروز اسرائیل، مرگ را در چند میلیمتری خودش می بیند. آیا نیروهای آمریکایی که در خلیج فارس اسیر کردیم می خواهند از اینها دفاع کنند؟ ! اینها را برای مردم بگویید که معمولاً شجاعان یک کشور به ارتش می روند. معمولاً شجاع ترین ها تکاورها هستند. اینهایی را که در دریا گرفتند تکاورهای آمریکایی بودند. اینها شجاع ترین نیروهای آمریکایی اند. این می تواند برود در خط مقدم بجنگد؟ اینها اخرین نیرویشان تکفیری ها بودند که ما داریم شکست شان می دهیم. خب حالا اسرائیل و استکبار چه کار کند؟ اینها رو آوردند به راه دوم.

راه دوم نجات اسرائیل

راه دوم اینست که بیایند در عقبه و چادر فرماندهی شمشیر را بالای سر علی علیه السلام بگذارند که به مالک اشتر بگو برگردد. امیرالمؤمنین در میدان نبرد از دشمن شکست نخوردند و در حال فتح جنگ بودند. اگر نیروی علی بین ابیطالب قرارگاه فرماندهی معاویه را برچیده بود دیگر نه امام حسن شهید می شدند نه امام حسین و نه فرزندان و امامان صالح بعد از سیدالشهدا. اصلاً گردونۀ تاریخ عوض می شد. بلکه در فریب سیاسی یارانشان را فریفتند و اطراف حضرت را خالی کردند. وقتی پیام حضرت به مالک اشتر رسید که برگرد! مالک گفت: مولا می دانید من کجا هستم که می فرمایید برگردم؟ مولا فرمودند بله می دانم کجایی اما اگر می خواهی علی را زنده ببینی برگرد؟ !مالک را برگرداندند که تاریخ به این وضع اسف بار دچار شد. استکبار به رهبری آمریکا به این رسید که بیاید شمشیر را از داخل بالای سر علی زمان بگذارد که بگو مالک از سوریه برگردد!

تصور حل مشکلات با استکبار از طریق مذاکره

در بحث هسته ای گفتند ما می خواهیم مشکلاتمان را با آمریکا حل کنیم. آمریکا بنا به قول خودشان با ما در ۳ مسئله مشکل اساسی دارد: ۱٫ هسته ای ۲٫ تروریسم ۳٫ حقوق بشر. گفتند: جهان، کدخدا دارد. باید با او مذاکره کنیم. راه حل تاریخی که ۳۷ سال است رها کردیم، اینست. رفتند و کدخدا را دیدند. به نظر خودشان هسته ای را حل کردند. فرمودند حالا که می شود هسته ای را با مذاکره حل کنیم سایر مسائل را می شود با مذاکره حل کنیم. موضوع بعدی تروریسم است. حالا اولین موضوع را چگونه حل کردید؟ بله ما قضیه را حل کردیم اما چگونه؟ گفت: جمعش کن! جمعش کردیم. گفت قلب آب سنگین اراک را دربیار و بتون بریز، ریختیم. سانتریفیوژها ۱۹ هزارتاست، ۶۰۰۰ تا بکن، ۱۳۰۰۰ تا را جمع کردیم. فردو را خاموش کن، خاموشش کردیم. مراقب باشند دروغ نگویند به مردم. مداوم نگویند ما این قلب رآکتور را درآوردیم که بهترش را بگذاریم. اگر بهترش را می خواهید بگذارید، آن احمق رئیس استکبار نمی دانست و امضا کرد؟ چرا به مردم دروغ می گویید؟ راحت بگویید جمعش کردیم. پس حل شد اما تو کنار رفتی نه او!

اگر بخواهد قضیۀ تروریسم هم حل بشود مثل همین روش می خواهد حل بشود؟ مثلاً می رویم با استکبار می نشینیم سر میز مذاکره، می گوید شما تروریستید. می گوییم ما والله حتی یک نفر را ترور نکردیم و در استراتژی ما چنین چیزی وجود ندارد. می گوید نه، تو ترور نکردی، تو حامیِ تروریستی! از کدام تروریست حمایت کردیم؟ می گوید از حزب الله و حماس! می گوییم کدام ترور را در دنیا انجام داده است؟ خود آمریکاییها رفیق حریری را در لبنان زدند، بعد گفتند حزب الله زده! یک مورد هم حزب الله تا به حال ترور نکرده است. رهبر انقلاب فرمودند ما نیاز به ترور نداریم اگر کسی را بخواهیم مجازاتش کنیم رسماً اعلام می کنیم و سپس محاکمه می کنیم و سپس مجازاتش می کنیم. ما سلمان رشدی را هم نگفتیم ترور می کنیم. رشدی توسط یک قاضی به نام امام خمینی محاکمه شد، اعلان جرم شد و در هیئت منصفه ای به عظمت جهان اسلام تأیید جرم شد. گفتند بروید بزنیدش. ترور یعنی قتل با انگیزۀ سیاسی به گونه ای که قاتل معلوم نشود.

ما کدام یک را تا حالا انجام دادیم. پس چرا می گویید حزب الله؟ حزب الله با اسرائیل می جنگد. معیار تروریست جنگ با اسرائیل هست. حالا شما می خواهید مشکلت را با آمریکا سر تروریست حل بکنید چگونه؟ مثل حل هسته ای. که دست از حمایت حزب الله برداریم، دست از حمایت حماس برداریم، از سوریه بیرون بیاییم، آن وقت مشکل چه کسی حل می شود؟ یک لحظه نمی گذارد روی صفحه زمین بمانید. این را همه بدانند ما اگر الان در کنار جداره اسرائیل هستیم این بالاترین ضریب امنیتی را برای ما نسبت به اسرائیل حاصل کرده است. اسرائیل تردید ندارد ما را با اتمی بزند، ولی نمی تواند.

یادتان هست آقای نتانیاهو ایران را تهدید کرد گفت من ایران را با اتمی می زنم. آقا فرمودند اگر خطا بکند تل آویو و حیفا با خاک یکسان می شود. خوب آقا وقتی اتمی بزند ما نیستیم، نه. آن موشک اتمی او اگر بخواهد به ایران برسد هفت دقیقه در هوا قرار دارد تا نزدیکترین نقطه را بزند. در حالی که ما اگر بخواهیم او را دچار انفجار هسته ای بکنیم فاصله ما با مرکز هسته ای او سی ثانیه هست و انواع موشک هم گذاشتند. هنوز موشک در ایران به زمین نخورده، تل آویو نخواهد بود. آن ها این مسئله را می داند. همه تلاش او این هست که اینها را عقب برانند. وقتی ضریب امنیتی برای خودش حاصل کرد، بمب اتمی می زند.

خوب آقایان دنبال این هستند و این مذاکره را می خواهند ادامه بدهند. اگر از شما سئوال کردند که این برجام موفق بود یا ناموفق؟ بگویید فعلا در هوا دارد معلق می خورد. اگر به مرحله دوم نتوانند بروند، آمریکا زمین خورده است، اگر بتوانند به مرحله دوم ببرند ما در چاله افتادیم. هنوز معلوم نیست. اینها می خواهند به مرحله دوم ببرند و فعلا وضعیت موجود با این همراهی نمی کند. شورای امنیت ملی موجود به مرحله دوم مذاکرات رای نداده است. بالاخره آقای شمخانی یک نظامی هست و می فهمد که سوریه یعنی چی؟ او می فهمد که حزب الله یعنی چی؟ درست است که او را آقای رئیس جمهور بر سر کار آورده است. دیدید که وقتی آقای شمخانی دارد صحبت می کند پالس هایی می دهد که نشان می دهد که دارد احساس خطر می کند. خوب فرمانده سپاه هم که همراه نیست. رئیس قوه قضائیه ما هم همراه نیست، رئیس مجلس موجود هم همراه نیست. پس بنابراین شورای امنیت ملی امضا نمی کند. باید شورای امنیت ملی امضا بکند و باید مجلس شورای اسلامی رای بدهد. اینها دنبال این هستند که این معادلات را به هم بریزند و آدم پیدا بکنند.

جایگاه مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در معادلات سازش با آمریکا

دو نقطه برای این معادله مهم هست. ۱٫خبرگان، ۲٫ مجلس شورای اسلامی موجود. چطور؟ من در اینجا اسم می برم. آقای هاشمی رفسنجانی از کسانی هست که می خواهد ما را از سوریه بیرون بیاورد. از اول گفت غلط کردید رفتید. آقای هاشمی اگر بتواند این مجلس خبرگان را فتح بکند و بگیرد حرفی را که زده، معنا پیدا می کند که «خبرگان باید به کار رهبری نظارت بکند.» از خبرگان اعلامیه می گیرد که از سوریه برگردید، خبرگان می شود یک شمشیر بالای گردن علی که مالک را برگردان. مقام معظم رهبری در باب خبرگان دوبار فرمودند. مجلس خبرگان خیلی مهم هست و می خواهد رهبر آینده را تعیین بکند. در باب رهبر آینده آقا روی کدام مسئله تاکید کردند؟ رهبری می آید که مبارزه را ادامه می دهد، یک رهبری می آید که یک طور دیگر فکر می کند.

یعنی آن چیزی که مهم هست که این پرچم بخواهد به خانه خدا برسد این هست که دشمن را گم نکنید اگر دشمن را گم کنید و این آقایان می خواهند این اتفاق بیافتد و لذا در خبرگان به این موضوع تاکید کرده اند. آقا در باب مجلس شورای اسلامی همین دفعه قبل که صحبت کردند فرمودند چقدر فرق هست بین همین مجلس و مجلس ششم در رابطه با موضع نسبت به آمریکا، موضع مجلس ششم این بود که آقا بیا و جام زهر را بنوش، آقا در این صحبت چه فرمودند و چه کُدی به ما دادند؟ آقا چرا در همان بحث دیشبشان از کسانی فرمودند که بیایند ریل گذاری را از اقتصاد به سمت آمریکا ببرند. حرفی که در برجام یک زده شد گفتند آقا ما اقتصاد را حل می کنیم چگونه؟ با دیدن کدخدا؟

مشکلات اقتصادی برجام

البته این را به مردم بگویید انصافا ما گیر مشکل اقتصادی برجام یک هستیم. مقام معظم رهبری در سخنرانی دیروز نخواستند ولی ماها که می توانیم. ما الان از آقایان دولتی ها یک سئوال داریم شما آمدید و گفتید با دنیا بد حرف زدید، با کدخدا بد حرف زدید، پدر اقتصادتان درآمده، شما آمدید و گفتید ما اوضاع را درست می کنیم. خوب از نظر اقتصادی بزرگ و کوچک ندارد. شما در یک خانه اگر بخواهید اوضاع خانه را درست بکنید دو راه دارد: یک اینکه درآمد خودت را بالا ببری، دو اینکه اجناس مورد نیاز را برایت بفروشند. این دو مورد که اتفاق افتاد همه چیز درست می شود. ما کل ایران را یک خانه می گیریم. اگر اقتصادمان آن چیزی که شما گفتید درست بشود، مشکل ما در تحریم ها این بود: ۱٫نفتمان را نمی خریدند، ۲٫به ما جنس نمی فروختند. شما گفتید من با کدخدا صحبت می کنم هم جنسمان را بخرند و هم جنس به ما بفروشند.

شرایط نفتی نامساعد، نتیجه سیاست غلط دیپلماسی منهای قدرت

نتیجه مذاکرات با کدخدا چی شد؟ خوب وقتی شما دولت را تحویل گرفتید، ما اصلا در صحبت ها نمی خواهیم از دولت قبل حمایت بکنیم. اما شما آقای جهانگیری آمدید گفتید که این آقای احمدی نژاد از نفت صد دلاری هیچ چیزی برای ما باقی نگذاشت من هم قبول می کنم اینها صندوق خالی به شما تحویل دادند! اما نفت چند دلاری به شما تحویل دادند این را که نمی توانید انکار بکنید. وقتی دولت را تحویل گرفتید ما روزانه یک میلیون بشکه نفت می فروختیم. هر بشکه کف قیمت، صد دلار بود. یعنی شما دولتی تحویل گرفتی که روزانه بالفعل صد میلیون دلار پول نفت می آمد، هفده میلیون دلارش خرج استخراج می شد هشتاد و سه میلیون دلار برای شما می ماند. رفتید مذاکرده کردید و کدخدا را دیدید، رفتید و هسته ای را تعطیل کردید به چه روزی رساندید؟ به اینجا رساندید که الان خودتان آمار می دهید نه دیگران، الان نفت می فروشید بیست و پنج دلار از هر بشکه هشت دلار برای شما می ماند. هنوز هم اجازه افزایش تولید پیدا نکردید. روزی یک میلیون می فروشید. یعنی درآمد ایران را به روزی هشت میلیون دلار رساندید. این مردم چرا باید تاوان این را بدهند؟

حالا ما می توانیم نفت را گران کنیم چرا نمی گذارید گران بشود؟ از این سیاست غلط دیپلماسی منهای قدرت برگردید. ببینید دیپلماسی منهای قدرت در این عالم یعنی نابود شدن. ما در ادبیات خودمان یک ملطبی را داریم: «تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر»، «اولئک کالانعام»، نه قرآن می گوید «بل هم اضل»، چرا «بل هم اضل»؟ سربسته می گویم حیوانات محال هست با هم همجنس بازی بکنند. آقای اوباما رئیس جمهور کشور آمریکا همین سه ماه پیش این کار را در آنجا قانونی کرد. «اولئک کالانعام بل هم اضل»، با اینها طرف هستید. آقایان در تجربه حج ندیدند که حدود چهارصد ایرانی ما صدمه دیده بودند دولت فخیمه ما، دولت مذاکره وزیر بهداشتش را راه ندادند. رفت کنار دست امیر کویت زانو زد گفت تو را به خدا بیا، آن هم رفت با این رئیس آلزایمری آنها صحبت کرد و او هم با کمال غرور گفت: نخیر. در نهایت مقام معظم رهبری آمد و آن چَک را در کنار مذاکره گذاشت. گفتند می زنم به گوشتان، محکم هم می زنم. فردا گفت اگر خود آقا هم می خواهد بیاید مشکلی ندارد!! شما وزیر دفاع که نمی خواستی به آنجا بفرستی.

الان گران کردن نفت راه دارد؟ راه یمن را باز بگذار. کشتی آذوقه ما دفعه پیش خواست برود. چه کسی جرات دارد روی آب به کشتی ما توهین بکند؟ چرا کشتی به جیبوتی رفت؟ آقایان گفتند که اگر کشتی به آنجا برود مذاکرات لطمه می خورد. جیبوتی قول داد هزینه اش را به آنها بدهد. جیبوتی گرفت و خورد و در نهایت هم جیبوتی با ما قطع ارتباط کرد!!! ما چقدر حقیر شدیم. یک روزی نماینده ای از آن ها به ایران آمده بودند، موقع برگشت پول بلیط نداشت!! برایش بلیط گرفتند و رفت. خدا این نعمت یمن را در اختیار قرار داده چرا راه را بستید. امروز اگر مناطق نفتی عربستانی ها را یمنی ها بزنند، فردا نفت دویست دلار می شود. چرا دست از این سیاست غلط برنمی دارید.

این را بدانید خدای متعال به دلیل این استقامتی که تا الان ملت ما کردند دارد از آسمان برای ما مدد می بارد. وقتی عربستان به یمن حمله کرد رئیس انصارالله چی گفت؟ حرفی را زد که امام در پیام حج خونینش داد. امام در آنجا فرمود ما ان شاءالله نماز پیروزی را در کنار خانه خدا اقامه خواهیم کرد تا این به آنجا حمله کرد رئیس انصارالله گفت ما ان شاءالله نماز پیروزی را در کنار خانه خدا اقامه خواهیم کرد. همان حرف را این زد اما آن موقع حرف در مرحله ای بود که حجاج ما را کشته بودند. چرا این انصارالله را پشتیبانی نمی کنید؟ بعد یک انصارالله بی خرج، این را خدا برای تو گذاشته است چرا یاریش نمی کنید؟ چرا پشتیبانیش نمی کنید؟ البته راه باز می شود.

راه حل: رأی دادن به لیست واحد

پس بنابراین این موضوعات، در این دو مجلس مهم است. راه حل هم لیست واحد است. ما هیچ راهی جز وحدت نداریم. این را من به شما بگویم که آقا فرمود ریل گذاری اقتصادی. همه اینها درست اما این اقتصاد موجود را که می بینید، نفس القتصاد یک راه بیشتر ندارد و آن هم مقاومتی است. ما می فهمیم مقاومت یعنی چی، آن کسی که دنیا را اصلاح می کند بقیه الله الاعظم هستند. آن چیزی که ما باید انجام بدهیم این هست که پرچم به دست صاحب اصلی برسد. اگر به یاری خدا خبرگان و مجلس شورای اسلامی را درست دربیاوریم. پیغمبر فرمود «انی احب الفال و اکره طیره»، فال را دوست دارم. ان شاءالله با روندی که رو به جلو می رود ان شاءالله حج بدون وهابیت را شاهد باشیم. آرزو بر جوانان عیب نیست ما جوان نیستیم ولی خودمان را به جوانی می زنیم. ان شاءالله خداوند امسال حج با بقیه الله الاعظم را نصیبمان بکند، به شرط اینکه خوب مقاومت بکنیم.

 

پرسش و پاسخ:

سوال ۱٫ مهمترین ملاک برای انتخاب کاندیدای اصلح در انتخابات پیش رو از منظر رهبر معظم انقلاب چیست؟

پاسخ: من امروز روزنامه جوان را که دیدم که یک عنوان زیبایی زده: «دریغ از یک اقتصاددان در لیست سی نفره اصلاح طلبان»، یعنی چی؟ یعنی اینها دنبال آن مطلبی هستند که آقا فرمودند که اینها ریل گذاری برای اقتصاد را نمی خواهند که اقتصاد داخلی را عملی کنند. اینها می خواهند طرف مقابل را وارد بکنند. آقای نعمت زاده گفت باید از خارج مدیر وارد بکنیم. اینها همان طور که آقا فرمودند: نمی گوییم خائن هستند و می گوییم اینها خودشان را باختند. پس بنابراین الان برای ما مهم این هست که نفراتی به آنجا بروند که خودشان را نباخته اند و می گوید ما می توانیم. لیکن این را بدانید و نفراتمان را توجیه بکنیم که ما حق انتخاب شخصی نداریم که بگوییم «به نظر من فلانی در مبارزه با آمریکا قوی تر از این هست»، نه. در اجماع اصولگراها یک اجمالی از این قضیه را دیده اند و آمدند این افراد را معرفی کرده اند. اجماع باید روی این لیست باشد. سراغ انتخاب شخصی نرویم. انتخاب شخصی تشتت آرا می آورد. بدانید آنها هرگونه تشتتی را بهم زدند. می خواهند با هم باشند. بنابراین معیار در تجمعات اصولگرایی رعایت شده آن لیستی که آنها معرفی کردند ان شاءالله رای بدهیم.

 

سوال ۲٫ ما دروس خارج فقه شما را پیگیری می کنیم، به نظر بنده باید مبانی فقه حکومتی در جامعه مطرح گردد و روی آن کار شود، نظر حضرتعالی چیست؟

پاسخ: در طی سئوالتان یک راهی را پیشنهاد کردید، درست است، همین طور هست. هر چقدر جلوتر برویم عمیق تر و ریشه ای تر بشود. شعار با شعور است. ما هرگز شعار بدون شعور ندیدیم. منتها این شعور باید فراگیر باشد تا ماندگارتر بشود. ما اگر مبانی فقهی تحمیل حکمیت بر امیرالمومنین را داشته باشیم، کارها بهتر جلو خواهد رفت. آنها نه اینکه یک اختلاف سلیقه ای را آن موقع تحمیل کردند بلکه حضرت را مجبور به ترک وظیفه کردند. چون شما بنده را می شناسید این را عرض می کنم حالا از سن و سال من هم گذشته ولی انصافا برای این بحث زحمت زیادی کشیده می شود و تا این مباحث فراگیر نشود و ما به تعبیر امروزی فقه حکومتیمان فراگیر شود و رساله ما رساله حکومتی شود. آن وقت ان شاءالله پایه های اعتقادی خیلی از این مباحث قوی تر می شود.

 

ما باید در آرا وحدت داشته باشیم. فعلا این لیست وحدت ماست. قضیه این هست که همه ما اصولگرا هستیم. بنابراین از لیست حمایت بکنید.

 

سوال۳٫ برخی نامزدها با انتقاداتی که از شرایط موجود مطرح می کنند، به نوعی دستاوردهای نظام را زیر سوال می برند. بنده پیشنهاد داشتم که دستاوردهای نظام را در جامعه مطرح کنیم.

پاسخ: پیشنهاد خوبی هست که کارآمدی نظام را مطرح کنیم. اما حالا می خواهم خدمت دوستان عرض بکنم که بالاترین بیان کارآمدی، بیان سقوط دشمن است یعنی ایران سال ۵۷ و آمریکا و اروپای سال ۵۷ را قیاس بکنید. در سال ۵۷ آمریکا از نظر اقتصادی در چه وضعیتی بود؟ یکی از کاندیداهای حزب دموکرات -که سال دیگر انتخابات رئیس جمهوری آمریکا هست- آمد و آقای اوباما را به توپ بست و -هر دو هم حزبی همدیگر هستند و این تقریبا در تاریخ آمریکا برای اولین بار دارد اتفاق می افتد که هم حزبی ها به همدیگر دارند حمله می کنند- گفت این آقای اوباما وقتی که نامزد رئیس جمهور شد، با شعار اصلاح اقتصادی آمد. آن موقع آمریکا ده هزار میلیارد دلار بدهکار بود. حالا می خواهد از رئیس جمهوری برود، بدهکاری آمریکا بیست هزار میلیارد دلار شده است. ما حالا به دعواهای آنها کاری نداریم. اگر آنها توانمندی داشتند این ده هزار میلیارد دلار بدهی آن ها، بیست هزار میلیارد دلار نمی شد.

در هنگامی که انقلاب پیروز شد اوضاع اقتصادی چین چه بود؟ اصلا کسی در باب چین و اروپا می توانست صحبت از کسر بودجه بکند؟ امروز چین ابر اقتصاد دنیا در بودجه ای که داده دچار کسر بودجه هست. چین یک میلیارد و ششصد میلیون جمعیتی دچار کسر بودجه شده است و اقتصاد ما رو به جلو می رود. ما روز به روزمان بهتر شده است.

سوال ۴٫ آقای زاکانی می گفتند که حضرت آقا به دولت گفته اند در مسئله ی هسته ای به دنبال مذاکره با امریکا نباشید بلکه بروید به سراغ روسیه. می خواستم نظر شما را در این باره جویا بشوم؟

پاسخ: اما اینکه آقای زاکانی در مورد ارتباط با روسیه گفتند، این بحث ها درست هست اما به هر تقدیر دولت ما دو مشکل دارد: آنها اصولا اعتقادی به جهان شرق ندارند، دوم اینکه آن شناختی که آقا از دنیا دارند اینها ندارند. واقعا شناخت آقا یک شناخت ویژه ای هست. ما خودمان که یک مقدار ادعا می کنیم اهل اطلاعات و سیاست هستیم تا قبل از اینکه آقای پوتین در آن جلسه اول خدمت آقا بیاید ما هیچی نمی دانستیم. و بعد اصلا نمی دانستیم که توسط ایشان در روسیه چه تحولاتی دارد انجام می شود. ایشان وقتی به آنها می گوید سراغ روسیه بروید، از روی اطلاع و آگاهی است. آنها باید نسبت به آقا تعبد داشته باشند که ندارند. حرف گوش نمی کنند، جلو می روند، بعد به یک نقطه ای می رسند که مجبور می شوند برگردند. بله اگر این ارتباطی که با روسیه گرفتند، آن موقع که آقا فرمود انجام می شد، مشکلات الان را نداشتند. الان در باب نفت می بینند روسیه یک کمک کار خیلی مناسبی برای ما هست.

سوال ۵٫ در پاسخ به شبهاتی که پیرامون شورای رهبری مطرح می گردد، چه پاسخی می توان ارائه نمود؟

پاسخ: شورای رهبری در خود قانون اساسی قبل هم به عنوان یک ضرورت دیده شده بود. بحث آنها این بود که اگر یک روزی ما مطلقا فرد جامعی برای رهبری نداشتیم، چه باید کرد؟ باید کلا حکومت را رد بکنیم یا از باب اکل میته جایگزینی دارد؟ خود شما می دانید بحث ولایت مرتبه ای هست. از ولایت عدول مومنین شروع می شود تا به ولی فقیه می رسد. پس شورای رهبری در فرض عدم الوجود است.

منبع : سایت سفیران انقلاب ۵۷  – http://safirane57.ir/941201-2/

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :