ای‌ مردم‌! به خدا سوگند‌ شما را به هیچ طاعتی دعوت نمی کنم مگر اینکه پیش از شما آن را انجام مـی دهم، و شـما را از‌ هیچ گناهی باز نمی دارم مگر اینکه قبلا خودم آن را ترک می گویم‌.

حتما شما هم این سخن را تأیید می کنید که در کشور ما تا دلتان بخواهد جلسات پی در پی وجود دارد و سخنرانی های رنگارنگ و  همایش های ریز و درشت … اما با وجود این همه سخنرانی و حرف و همایش، تأثیر عملیه چشم گیری وجود ندارد.

در حوزه دین هم ماجرا به همین منوال می باشد … هر شبهه و موضوعی که مطرح می شود نهایت کاری که اکثر مبلّغان و عزیزانی که در این راستا فعالیت دارند، انجام می دهند این است که منبری حاضر کنند و میکروفون و باند و تشکیلاتی و شروع به سخنرانی کردن می کنند … اما به واقع این همه سخنرانی و حرف زدن های صرف، چقدر می توانند  در اصلاح رفتارها و جامعه تأثیر گذار باشند؟! آیا وقت آن نرسیده است که حرف زدن را رها کنیم و کمی هم مرد عمل باشیم؟!

کمی دقت داشته باشیم چرا با این همه سخنرانی و وعظ، باز هم این همه لنگی در جامعه می بینیم و مردم با دین و اصول و معارف دین بیگانه تر شده اند؟!

غیر از این نیست که ما تبلیغ و کار درست را بلد نیستیم و اگر تأثیرگذاری من مبلّغ و کسی که دغدغه دین دارم کم است، مقصر خودم هستم، نه مردم ، مخصوصاً جوانان. چرا که من مبلغ باید با نگاه پرستارانه با مردم برخورد کنم.

در ادامه به فاکتورهایی که برای امر تبلیغ مؤثر است را یادآور می شویم:

سنگ صبوری برای مردم

مبلغ باید اگر حتی برای کسی کاری از دستشان بر نمی آید، حداقل سعی کنند گوش شنوایی برای آنها باشند. با همین گوش کردن دلسوزانه، مردم را همراه می کنند؛ و اگر گوش می کند، سنگ نباشد بلکه در حقیقت سنگ صبوری باشد که “یتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهَارُ”(بقره/ 74)

تبلیغ و بیان دین به زبان قوم

انبیاء به زبان قوم سخن گفته و تبلیغ می کردند ولی ما بیشتر به زبانی که بلد هستیم صحبت می کنیم. امروز زبان قوم، داستان، تمثیل، شعر، ادبیات، فیلم و رسانه، ورزش، موسیقی و طنز فاخر است و آشنایی با این ها برای یک مبلغ بسیار مهم است.

چگونگی مقابله با هر پدیده را دقیقاً باید دانست. گاهی مقابله به معنای از میان برداشتن مانع نیست؛ گاهی باید راهکاری از جنس خود مشکل، ارائه شود؛ جواب شعر فلان شاعری که با مبانی اسلام و انسانی تضاد دارد، حدیث امام صادق (علیه السلام) نیست. امروز با همین حربه جوانان ما را منحرف می کنند.

تبلیغ در حد فهم مردم

قرآن دقیق ترین معانی را در ساده ترین بیان ها ارائه می کند، به طوری که هر کسی آن را در مرتبة خودش می فهمد و استفاده می کند. پیامبر اعظم(صلی الله و علیه و آله) فرمودند: “إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِم” (الکافی، ج1، کتاب العقل و الجهل، ص 24) نه “علی قدر عقولنا”؛ یعنی ما انبیاء با مردم به قدر عقلشان ـ نه به قدر عقل خودمان ـ صحبت می کنیم. لذا در روایت هم داریم که انبیاء هیچ گاه به اندازه خود با مردم صحبت نکردند، چون کشش مردم در آن حدّ نبوده است.

البته باید توجه داشت که مطالب هم وقتی ساده بیان می شود باید از یک عمقی نشأت بگیرد؛ لذا علامه طباطبایی (ره) می گوید وقتی که انبیاء می فرمودند: “نُکلِّمَ النَّاس”، “کلّم” در حقیقت جرح، جراحت و اثر گذاشتن است و “نُکلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِم” یعنی تأثیر خود را بر مردم می گذاریم.

از خودمان شروع کنیم

علی علیه السّلام در بیانی می فرمایند: ایها الناس!انی و الله ما احثکم عـلی طـاعة الا اسبقکم الیها و لا انهاکم عن معصیة الا اتناهی قبلکم عنها: ای‌ مردم‌! به خدا سوگند‌ شما را به هیچ طاعتی دعوت نمی کنم مگر اینکه پیش از شما آن را انجام مـی دهم، و شـما را از‌ هیچ گناهی باز نمی دارم مگر اینکه قبلا خودم آن را ترک می گویم‌.

وقتی خودمان را اصلاح کردیم، همه چیز اصلاح می شود … مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر شریف المیزان، جلد ششم ذیل عنوان “ادب انبیاء”، بیان زیبایی دارند که می فرمایند: تبلیغ یعنی این که هیأت توحید در فعل مجسم شود. با این توضیح که هیأت توحید در فعل انبیاء (علیهم السلام) متجلی می شود؛ یعنی تمام وجود، رفتار و آدابشان بیان توحید بود، و اگر خدای تبارک و تعالی می خواست در فعل مجسم شود، در ظهور فعلی، فعل انبیاء می شد.

کسی که می خواهد تبلیغ کند باید به تبلیغ و چیزی که می خواهد بیان کند، ایمان داشته باشد. یعنی اگر به آن شک داشته باشد و معتقد تام نباشد، ناخود آگاه آن شک و تردید را به مخاطبش منتقل می کند.

تبلیغ تنها گفتن و گذشتن نیست

بحث این نیست که ما بخواهیم صرفاً القای معارفی کنیم و بگذریم؛ اگر معارف بخواهد تنها القا شود، خودش حجاب می شود. پس این مسئله به خصوص برای مبلغان و اساتید معارف اسلامی، مورد توجه است.

اصل غایت و غرض از تبلیغ، ایجاد رابطه است؛ و در نظام باطنی رابطه شدیدتری ایجاد می شود تا نظام ظاهری و الفاظ. بنابراین مبلغ باید نسبت به کسی که برای او تبلیغ می کند، دلسوزی هم داشته باشد؛ یعنی خود را در رابطه ای ببیند که جامعه هدف را از خود و مثل فرزندان خود بداند؛ همان طور که خدا به پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) خطاب می کند که “لَعَلَّک بَاخِعٌ نَفْسَک أَلا یکونُوا مُؤْمِنِینَ”(شعرا/3) یعنی با تمام وجودش نسبت به اینها دلسوز باشد. در این صورت تبلیغش هم اثر بخش می شود.

باید به دنبال بهانه بود

مبلغ نباید منتظر باشد که دیگران سراغ او بیایند، بلکه او باید دنبال بهانه باشد که پیش آنها برود. روایتی از حسین بن علی (علیه السلام) داریم که می فرماید: “اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیکمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلُ إِلَی غَیرِکمْ؛ (مستدرک الوسائل ج: 12، ص: 369، ح 1) بدانید هر نیازی که از مؤمنی به شما می آید باب نعمت رحمتی از خدای تبارک و تعالی به سوی شماست که اگر به آن اعتنا کردی این رحمت در درون شما جای گیر می شود و اگر اعتنا نکردی خدا باب رحمت و نعمتش را از شما تغییر می دهد و به دیگری می رساند.”


منبع:

تبیان

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :