«رسانه، در کنار سه اصل قانون اساسی، مجلس و احزاب، رکن چهارم دموکراسی است»؛ فارغ از تعریف عمومی که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای از مفهوم دموکراسی ارائه می‌شود، اما این عنوان یکی از پرکاربردترین عباراتی است که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان برای علت و لزوم حضور رسانه‌ها به کار می‌رود. در حقیقت با استناد به همین مفهوم است که در همه جای دنیا همه رسانه‌های بین المللی، ملی و محلی اعتبار ویژه کسب می‌کنند و خبرنگاران و روزنامه نگاران نیز با استناد به همین گزاره از رأس تا ذیل نهاد‌های حاکمیتی را ملزم به پاسخگویی می‌دانند. البته باز هم تاکید می‌شود این موضوع ناظر به تعاریف متعدد از مفهوم دموکراسی نیست و گزاره‌های موجود مبتنی با همان مفهوم عمومی وشاید ناقص از دموکراسی یا به عبارتی مردم سالاری مطرح می‌شود.

در حقیقت با استناد به همین اصل یعنی اینکه یک رسانه رکن چهارم دموکراسی باشد، رسانه‌ها باید خود را نماینده افکار عمومی تلقی کرده و خود را بلندگوی مردم و بازتاب دهنده صدای منشاء دموکراسی یعنی مردم بدانند وهمچنین گردانندگان آن‌ها نیز در مواجهه افکار عمومی با باند‌های قدرت و ثروت نامشروع، فارغ از زد و بند‌های سیاسی و اقتصادی نقش مدعی العموم در عرصه اطلاع رسانی را ایفا کنند.

اما سوالی که در این میان چه درعرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی کشورمان مطرح می‌شود این است که چرا علیرغم وجود تعداد بیشماری از رسانه‌های مختلف مکتوب و مجازی آن هم در قواره‌های مختلف و متعدد و با وجود برخی اتفاقات ناگوار در عرصه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، صدایی از برخی از رسانه‌های رسمی و البته غیر رسمی (این روز‌ها و با گسترش فضای مجازی، رسانه‌ها نیز متنوع شده و ابزار‌های اطلاع رسانی تنها به برخی خبرگزاری و روزنامه‌های شناخته شده، محدود نمی‌شوند) شنیده نمی‌شود. نکته قابل تامل و البته تاسف اینکه در مواجهه با گزاره مطرح یعنی اقدامات خلاف قانون در مناسبات اقتصادی و سیاسی؛ در کنار سکوت محض، گاهی برخی از رسانه‌ها در نقش توجیه گر شرایط پیش آمده نیز قرار می‌گیرند. به عبارت دقیق‌تر یک جریان یا یک شخص که عامل فساد‌های متعدد اقتصادی است که برخی از آن‌ها نیز به طور قطعی در دادگاه‌های جمهوری اسلامی به اثبات رسیده نه تنها مورد مطالبه گری برخی از رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد بلکه همین رسانه‌ها به تریبون این فرد یا جریان برای توجیه اقدامات خلاف قانون او نیز تبدیل می‌شوند. خب آیا نباید برای چنین شرایطی گریست؟ نباید تاسف خورد که عناوینی، چون دموکراسی و شعارهایی، چون رسانه رکن چهارم دموکراسی برای برخی صرفا در نقش ویترین فعالیت به ظاهر رسانه‌ای و در عمل ابزار جریان‌های ثروت و قدرت نامشروع شده است؟ درست مثل یک فروشگاه کتاب که در شغلی شریف و با پوشش مشروع اقدام به فروش مواد مخدر می‌کند! و البته در مقایسه ضرر و آسیب عمومی چقدر این دو با هم فاصله دارند. در حقیقت رسانه‌هایی که باید گویای شرایط حاکم بر مناسبات قدرت و ثروت باشند و انعکاس صدای مردم در مطالبه گری، در مقابل به ابزاری برای گسترش مفاسد مختلف اقتصادی و سیاسی تبدیل شده اند. نکته قابل تامل دیگر میزان خسارت اقدامات رسانه‌ای در توجیه مفاسد و بزک چهره مفسدان اقتصادی است؛ به جرات می‌توان گفت که با هیچ شاخصی نمی‌توان اثرات مخرب این اقدامات را بررسی کرد.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :